زندگی بهتر

مشاوره جمعی و گروهی،سوال و جواب مشاوره ای،مشاوره ازدواج و خانواده،مشاوره روانشناسی رایگان تلفنی آنلاین

به علت اینکه در زنگی بهم ظلم شد،نمیتوانم تصمیم بگیرم و با صحبت ازدواج حالت روانیم عوض میشه

با عرض سلام و احترام . خانمی هستم 45 ساله ، به دلیل اینکه همسرم اعتیاد شدید پیدا کرده بودند و اعتیاد ایشان روند بیماری ام اس اشان را وخیم کرده بود؛ هر چه از ایشان میخواستم که ترک کنند قبول نمیکردند و زندگی را بسیار به کام من تلخ نموده بودند 5 سال پیش طلاق گرفتم . در این مدت ادامه تحصیل دادم و موقعیت تحصیلی و شغلی بسیار خوبی پیدا کردم ، در این میان خواستگارانی داشتم ، ولی به علت اینکه در زندگیم بسیار بهم ظلم شد، نمیتوانم تصمیم بگیرم و با کوچکترین صحبت ازدواج حالت روحی و روانیم عوض میشه. 3 مورد خواستگار خوب پیدا کرده ام . اما نمیتوانم ، حالت روحی و روانی بدی پیدا کردم ، و میدانم که اشتباه میکنم ولی نمیدانم چکار کنم . تشکر از شما

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    همسرم کلا اخلاقش عوض شده،از وقتی بچمون بدنیا اومده اصلا به من توجه نمیکنه،کمتر میاد سمتم

    سلام توروخدا جواب بدین من ۱۹ سالمه شوهرم ۲۵سالشه اخلاقش کلاعوض شده ازوقتی پسرمو به دنیا اومده اصلا به من توجه نمیکنه همش باگوشی بازی میکنه کمترسمتم میاد برای نزدیکی هم من میرم طرفش هرچی ازش سوال میکنم جواب نمیده ساکته یا تلوزیون تماشا میکنه بچه گریه کنه نمیگیره 

    مثل بچه ها لج میکنه ولخرج هم هست اصلانمیتونه پس انداز کنه من اگ چیزی بگم گوش نمیده انگار ک من چیزی حالیم نیست 

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    در برابر سرد مزاجی همسرم چه واکنشی نشان بدم خوبه؟؟

    درود بر شما. 

    من 2 ساله ازدواج مجدد داشتم. یک ساله به علت ورشکستگی و اختلافات شدید با همسرم فقط همو تحمل میکنیم. 

    در طول ماه شاید یک بار نزدیکی داریم که اون هم فقط از طرف منه. چون همسرم دیگه هیچ احساسی نداره نسبت به این مسئله. خیلی دوست دارم که مثل قبل همخوابی رو داشته باشیم یعنی دوطرف راضی باشن. ولی وی اصلا قدمی برنمیداره. اصلا هم نمیخوام بهش خیانت کنم . در برابر این سرد مزاجی همسرم چه واکنشی نشان بدهم خوبه؟؟

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    شوهرم خیلی بامحبته و من دوست دارم همه وقتمونو باهم باشیم،اماشدیدا احساس تنهایی و ترس میکنم!

    سلام خانمی 21 ساله هستم. دوساله ازدواج کردم و همسرم حدودا 2سال از من بزرگتره.همسر بسیارخوبی دارم وعمیقابهش علاقمندم اما مشکلی دارم که باعث بحثمون میشه.شوهرم خیلی بامحبته ومن دوست دارم همه وقتمونو باهم باشیم،اما شدیدا احساس تنهایی میکنم؛ اما اگر وقتی سرگرم کاری بشه یا اگر وقت زیادی با دوستاش بگذرونه یاازاین قبیل موارد من شدیدا احساس ترس میکنم و فکرمیکنم ممکنه منو فراموش کرده باشه یا با دوستاش لحظات بهتری داشته باشه وازش گله میکنم و اون که اصلا انتظارش رو نداره سخت جا میخوره . میخوام رو خودم کار کنم لطفا کمکم کنید...باتشکر

    پاسخ:

    سلام 

    اگر قبل ازدواج تنها بودین با ازدواج این تنهایی از بین نمیره!

    برای جواب تخصصی باید مشاوره تلگرامی یا تلفنی انجام بدین

    دوستان اصلا نظر یا پیشنهادی به دوستان سوال کننده نکنن!

    شاید شاید از این به بعد یه جواب کلی به سوالات وبلاگ بتونم بدم اگه وقت این اجازه رو بهم بده

    انشاالله!.

    سالم باشین.


  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    میترسم شوهرم بخاطر لاغریم به زن دیگه ای فکر کنه یا سمت زن دیگری بره!

    باسلام من حدود یک ماهه عقد کردم ۳۰سالمه وشوهرم ۳سال ازم بزرگتره من کمی مریضم وشوهرم ازدواج دومشه بخاطر مریضیم خیلی لاغر شدم قبل ازدواج همه اینهارو ب شوهرم گفتم اونم قبول کرد و قبول داره ولی من میترسم بخاطر لاغریم به زن دیگه ای فکر کنه یا  به سمت زن دیگری بره

     در رابطه با رابطه جنسی هم بیشتر سعی میکنه من لذت ببرم البته رابطمون درحد نزدیکی نیست براساس عرف جامعه دردوران عقد.

     خودش از من چیزی نمیخاد یانمیگه مثلا اینکارو بکن برام یا اونکار لطفا در این دو مورد راهنمایی بفرمایید متشکرم.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    همسرم دوست نداره کسی بهش مشاوره بده یا کمک کنه و همه دلسوزیهای مادرمو دخالت میبینه،منزویه

    باسلام چهارساله ازدواج کردم

    خودم 26سال دارم و همسرم 32سال.

    مشکل من اینه: همسرم دوست نداره کسی بهش مشاوره یا کمک کنه و همه دلسوزی های مادرمو دخالت میبینه و داره فاصله میگیره و منزوی میشه

     یه کمک میخواستم که چجوری بین خودمون این مشکل رو حل کنم که ریشه دارنشه و بعد دچار مشکلات بیشتر نشیم از امر ونهی خوشش نمیاد و من نمیتونم به مادرم بی احترامی کنم بخاطر ایشون

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    نامزدم در دوران دوستی آدم باشخصیت و مهربونی بودن،ولی الان کلاعوض شده بداخلاق و دروغگو شده!

    سلام من فاطمه28ساله هستم ویک ساله نامزدشدم ،بانامزدم دوس بودم 7ماه بود،ایشون دردوران دوستی ادم باشخصیت و مهربانی بودن ،ولی الان کلا عوض شدن بداخلاق شدن زیرقولشون زدن دروغگو شدن،خانوادش هم که چه عرض کنم بی فرهنگ ،بی منطق،ولی بااین شرایط بازهمدیگرودوس داریم،هروقت قهرمیکردیم یه روزطول نمی کشیداشتی میکردیم ولی الان سه هفته هس ،واقعاخسته شدم ازیک طرف دوسش دارم ازطرفی غیرقابل تحمله رفتارش،بی زحمت راهنماییم کنین.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    همسرم میگه فقط طلاق و اصلا راضی نمیشه میگه من فقط باید طلاقت بدم ولی من ته دلم راضی نیستم!

    با سلام. و تشکر از سایت باارزشتون..من دختری هستم 29 ساله و ده ماهه باهمسرم که ایشونم 29 سالشه عقد کردم..همه چیز تا دوماه اول خوب پیش میرفت ..تا اینکه همسرم شروع کرد به ایراد گرفتن از خودم و خانواده ام و تیپم و ظاهرم..ایشون ادم وسواسی هستن هم از نظر تمیزی و هم فکری و من سعی کردم از نظر تمیزی با ایشون هماهنگ بشم..و بعد از چند دعوای جدی تقریبا رابطه مون تا سه ماه پیش بهتر شده بود..متاسفانه ایشون فوق العاده پول پرستن و وقتی جیبش خالی میشه فوری عصبی میشه و سر من خالیش میکنه..ما هردومون شاغلیم و خداروشکر از نظر مالی مشکلی نداریم ولی متاسفانه همسرم این اخلاق بدو داره..دوماه پیش خواهرش اومد خونمون وچند باری بهش قلیون تعارف کرد و اونم کشید و من ی دعوای سخت سر این موضوع باهاش داشتم تا اینکه داداشم تو ی سانحه دچار اسیب شده بود و من ازش خواستم بیاد بهش سر بزنه و اون نیومد و من قهر کردم بعد از اون ماجرا اختلاف بین ما بالا گرفت و خونواده اشم اصلا کاری ندارن و الان کار بجایی رسیده که همسرم میگه فقط طلاق و اصلا راضی نمیشه و میگه من فقط باید طلاقت بدم ولی من ته دلم راضی نیستم..و الان دادخواست مهریه دارم و 20 روزه هیچگونه رابطه ای باهاش ندارم و اونم اصلا عین خیالش نیس من زنشم..موندم و نمیدونم باید چکار کنم..دلم نمیخواد خونه و زندگی قشنگی که باهم ساختیمو خراب کنه...لطفا راهنماییم کنید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    متوجه شدم همسرم کسی رو صیغه کرده،نمیدونم چه برخوردی کنم،چه مشکلی داریم که اینکارو کرده؟

    باسلام من ۲۰سالمه دوسال ازدواج کردم همسرمم ۳۰ سالشه

    شش ماهه متوجه شدم همسرم کسی رو صیغه کرده والان باردار شدم نمیدونم چه برخوردی کنم تا یادم بره رو بچه هم تاثیر نزاره از نظر عاطفی هم همسرم چیزی کم نمیزاره ولی من رو ازار میده که چه مشکلی داریم که این کار رو کرده

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    همسرم قبلا اعتیاد داشته میگه ترک کردم ولی با توجه به علائمش مطمئنن هنوزم داره،شوهرم عقیمه!

    سلام خانمی 24ساله هستم و همسرم 34ساله،نزدیک 3ساله ازدواج کردم،همسرم قبلا اعتیادداشته میگه ترک کردم ولی الان باتوجه به علائمش مطمئنم که هنوزم داره ازیه طرفم عقیم هستن وبرای درمان اقدام کردیم گفتن که جنین اهدایی بگیریم که ایشون راضی نیستن البته منم تمایلی به این کارندارم،باوجود این مشکلایی که داره فوق العاده لجبازو بددهن و دروغگو و بدقوله و جدیدا هم دست بزن پیداکرده،خیلی کلافم ازدستش،چون قبلا یه عقدناموفق داشتم بخاطرعدم علاقه، دیگه خانوادم نمیذارن ازش جدابشم،البته به خانوادم جریان اعتیاد و کتک کاری رو نگفتم، بااین وجود دوسشم دارم اونم همینطور ولی واقعا رفتارش،داره عذابم میده توشهرغریبم زندگی میکنم هرچی میگم تحمل این همه مشکل برام توغربت سخته انتقالی بگیربریم شهرخودمون ولی متاسفانه کارشو به من ترجیح میده میگه نمیام تو اگه نمیتونی تحمل کنی جداشو،خیلیم دهن بین و وابسته خانوادشه،خیلی دارم زجرمیکشم توروخدا کمکم کنید،ممنونم

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱ تیر ۹۶

    پسرخالمو دوس دارم اما بخاطر نشکوندن دل مادرم با یک نفر دیگه ازدواج کردم و بعد بهم زدن!

    سلام خسته نباشید من از خیلی ازمشاورا کمک خواستم و براشون پیام ارسال کردم اماجوابی دریافت نکردم امیدوارم شما کمکم کنید. 

    دختری هستم 19ساله و از دوران بچگی 7سال پیش من به پسرخالم علاقه مند شدم واین عشقی که تودقلب من جوونه زده یکی دوروزه نیست که بتونم ازش بگذرم.من خیلی خواستگار دارم یعنی ازدوم دبیرستان تا الان که خیلی تو این چندماه اخیر بیشتر هم شده.حدود 5سال پیش پسرخالم از علاقم نسبت به خودش باخبر شد و من هم متوجه شدم ایشونم بهم علاقمندن الان 26سالشونه وما تو یه شهر نیستیم. از 3سال پیش با هم ارتباط تلفنی داشتیم و حدود 1ساله که ایشون میخان بیان خواستگاری اما مادرمن راضی نمیشن واین وسط یه سری افراد هستن که از خالم برای مامانم حرف میارن ومادرمو نسبت به اونا بدبین کردن ودهمینجوردهم برای اونا خبر میبرن وبین دو خانواده زیاد رابطه ی جالبی نیست و من خیلی دارم اذیت میشم و خیلی هم همدیگرو دوسداریم حدودد5ماه پیش برام یه خواستگاری اومد که باب میل خانوادم بود منم برای اینکه دل مادرمو نشکنم قبول کردم و2ماه نامزد بودم وپا روی احساس خودم گذاشتمو التماسای پسرخالمو نادیده گرفتم که میگفت مریم تورو خدا بازندگیم اینجوری نکن من بدون تو میمیرم. تو این دوماه من خیلی عذاب کشیدم جوری بود که فقط جلو خانوادم تظاهر میکردم برای اینکه باور کنن که من پسرخالمو فراموش کردم خیلی از این اقاپسر چندشم میشد بعد2ماه از طرف خانواده پسرسر یه موضوع بیخود بهم زدن من از طرفی خوشحال شدم از طرفی ناراحت چون دل پسرخالمو شکسته بودم وحالا دل خودم شکسته بود خبر به گوش پسرخالم رسیدکه نامزدیم بهم خورده دوباره تلاششو شروع کرده که بیاد هرطورشده خواستگاری وچند باریم به برادربزرگم زنگ زده وبرادرم به ایشون گفته باید صبرایوب داشته باشی من خیلی دارم عذاب میکشم دلم میخادزودترتکلیفم مشخص بشه واینم بگم که من فرزند 5خانواده‌ام و همه عروس دامادشدن خیلی تنهام بابامم دوبارسکته کرده و نمیتونم با ایشونم درد دل کنم وتنها کسی که حرفمو میفهمه برادر بزرگمه که اونم کاری از دستش برنمیاد تورو خدابگین من چیکار کنم نمیتونم زندگی باکس دیگه رو قبول کنم راهنماییم کنین تو رو خدا از این عذاب کشیدن رهابشم ممنون

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۳۱ خرداد ۹۶

    تمام هم و غم من شده اینکه بتونیم خونه بگیریم که با خیال راحت زندگی کنم ولی شوهرم میگه هنوز زوده!

    سلام من ۲۹ سالمه و یک ازدواج ناموفق داشتم که حاصلش ی پسر ۴ ساله.الان ۷ ماهه ک دوست برادرم بامن نامزد کرده.نامزدم از قبل ازدواج کرده بود که ب دلایلی ۴ ساله خانومش رفته خونه پدرش هنوز جدا نشدن.من تو این ۷ ماه خونه شوهرم زندگی میکنم شوهرم خیلی آروم و صبور و فوق العاده زندگیمونو دوست داره.فقط تمام هم و غم من شده اینکه بتونیم ی خونه بگیریم که من بتونم وسیله هامو بیارم با خیال راحت زندگی کنم.ولی شوهرم میگه هنوز زوده من تنها تو این خونه اصلا آسایش ندارم از ترس اینکه اون زن بیاد و ازم شکایت کنه آرامشمونو بهم بزنه.نمیدونم چیکار کنم راهنماییم کنین لطفا‌.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۳۱ خرداد ۹۶