من شوهرمو خیلی دوست دارم دلم میخواد همیشه پیشم باشه سه ساله ازدواج کردیم من بیست وشش سالمه شوهرم بیست و نه سالشه  یک پسر هشت ماهه داریم خیلی به شوهرم وابسته هستم وقتی میره بیرون همش منتظرم کی بیاد خونه بهش پیام میدم زنگ میزنم وقتی میره سر کار خیلی ناراحت و دل شکسته میشم اگه تمام روز کار کنه من تحمل دوریشو ندارم گریه میکنم عصبی میشم احساس تنهایی میکنم کمکم کنید چکار کنم به خاطر من هر کاری که تمام وقت باشه رو نمیگیره و زندگیمان خوبه ولی بحث هم داریم تو خونه من خیلی دوست دارم با کسی دوست بشم ،باهاشون برم بیرون ،حرف بزنیم ولی به دلیل اخلاق بدم هر دوستی که میگیرم ناراحتش میکنم ازم زده میشه خودم حساسم زود رنجم زود عصبانی میشم زود طرف مقابلمو مقصر میدونم اگه مشکلی پیش بیاد مقصر کس دیگه رو میدونم زود قضاوت میکنم خیلی ناراحتم هیچ دوستی ندارم هر کسی دوستم میشه زود ناراحتش میکنم دوستیمونو خراب میکنم میخواهم کمکم کنید چکار کنم چطور رفتار کنم که دیگران دوستم داشته باشن زود ازم خسته نشن  تو خونه پدرم روابط اجتماعی  نداشتم   

کمکم  کنید لطفا.