سلام من ۲۹ سالمه و یک ازدواج ناموفق داشتم که حاصلش ی پسر ۴ ساله.الان ۷ ماهه ک دوست برادرم بامن نامزد کرده.نامزدم از قبل ازدواج کرده بود که ب دلایلی ۴ ساله خانومش رفته خونه پدرش هنوز جدا نشدن.من تو این ۷ ماه خونه شوهرم زندگی میکنم شوهرم خیلی آروم و صبور و فوق العاده زندگیمونو دوست داره.فقط تمام هم و غم من شده اینکه بتونیم ی خونه بگیریم که من بتونم وسیله هامو بیارم با خیال راحت زندگی کنم.ولی شوهرم میگه هنوز زوده من تنها تو این خونه اصلا آسایش ندارم از ترس اینکه اون زن بیاد و ازم شکایت کنه آرامشمونو بهم بزنه.نمیدونم چیکار کنم راهنماییم کنین لطفا‌.