خانم ۲۵ ساله ام.همسرم ۲۷ ساله.

یکسال هست ازدواج کردیم عاشقانه همدیگه رو دوس داشتیم. من از لحاظ پوشش ظاهری بخاطر خانواده‌ی ایشون خیلی عوض شدم. سعی کردم باب میلشون باشم مشکل بنده مادر ایشونه که بسیار دورو و مشکل داره. خیلی دخالت میکنن دور از چشم من هی از من گلایه میکنن و در ظاهر فوق العاده دلسوز نشون میدن خودشون رو میخام بگم چطوری مشکلمو با مادر شوهر دورو حل کنم؟ مادر شوهرم خیلی دورو هست و فقط مشکل واسمون بوجود میاره؛ مدام از اینکه من نمیرم و بهشون سر نمیزنم و خیلی مسائل مختلف دیگه گلایه میکنه و حرف یاد همسرم میده و همسرم هم میدونه مادرش مشکل اخلاقی داره. اینو بارها گفته که مادرم ثبات شخصیتی نداره. ما نمیتونیم ایشون رو تغییر بدیم ولی تو خودت رو وفق بده مادرشون به خودم و خانوادم خیلی توهین کردن. حرفایی گفتن که هیچ وقت یادم نمیره ودر عروسی هم خیلی برامون کم گذاشتن با اینکه توانایی مال دارن. وقتی هم میرم حالی بپرسم با زبونش ادم رو اذیت میکنه. واقعا چیکار کنم! چی بگم به همسرم. چرا باید وقتی میدونه مادرش مقصر هست بازم بگه که برو خونشون این اواخر هم میگه تو دور کردی منو از اونا تو باعث شدی سرد بشن! توروخدا کمکم کنید چطوری از مادر شوهر دوروم خلاص بشم.کمکم کنین.