سلام  خسته نباشید من 17سالمه من پدرم درزمان کودکی فوت کرده و 3دختر و 1پسر هستیم برادرم کوچیکه سال 94 خواستگاری برام اومد عموم و فامیل گفتن خوبه قبول کن البته به اجبار نامزد کردم ما رابطه زناشوییمون در دوران عقد بود و نزدیکی هم داشتیم.

اصلا نمیذاشت خودم تنها برم جایی همه جا باهام بود میرسوندم و... یه روز غروب داشتم میرفتم مسجد سرراهمو گرفت گفت چرا بدون اجازه اومدی بیرون خلاصه کلی داد و بیداد کرد تو خیابون غرور منو شکست یه سیلی منو زد جوری که از لبام خون اومد بعد خودش پشیمون شد و... من به خانوادم گفتم و نامزدی رو بهم زدیم

 میخام ببینم مشکلی پیش نمیاد اگه به خواستگارام از رابطه‌ام چیزی بگم یا نه اصلا خیلی عذاب وجدان دارم که چرا گول خوردم الان 1سال از این جریان میگذره ولی من همش عذاب میکشم که چرا این طور شد آخه خیلی رابطه‌ام بدبود خواهش میکنم کمکم کنین از لحاظ روحی خیلی داغونم ممنون میشم.