باسلام خسته نباشید.منو همسرم رابطه خیلی خوبی داشتیم عاشقم بودواسه به دست آوردنم سختی زیاد کشید تا اینکه پارسال یکی از دوستام منوبرد تو ی گروه مختلط که ی پسر اومد پی وی شروع کرد به حرف زدن بعد ی مدت شوهرم فهمید دعوامون شد اومدم چن ماه خونه مامانم بودم که با اسرار بقیه اومد دنبالم چن ماه بعد حامله شدم الان هفت ماهه هستم ولی شوهرم میگه هرکاری میکنم نمیتونم فراموش,کنم از دلم رفتی بیرون اونی که عاشقم بود هیچ حسی بهم نداره الان منم اینقد پشیمونم که میخوام بمیرم میگه بچه هم چون مادرش تویی هیچ حسی بهش ندارم بخدا حاضرم بمیرم ن این زندگیو تحمل کنم همش عذاب میکشم واسه غلطی که کردم پشیمونم اینقد از خدا کمک خواستم که خسته ام دیگه نمیخوام زندگیم خراب شه شوهرم میگه آخرش باید جدابشیم هیچ محبت و رابطه ای نداریم همش با دوستاشه تورو خدا راهنماییم کنید