سلام.خانمی هستم 49ساله،یک ماه از بیستمین سالگرد ازدواجم میگذرد،5سال ازهمسرم بزرگترهستم،دراین مدت خیلی باهمسرم اختلاف داشتم،در عین که مرادوست دارد خیلی چشم ودلش دنبال زنهای دیگه بوده درمسائل زناشوی هرطوربودم بازهم ناراضی بوده ومیگه من تأمینش نکردم سه پسر18و15و10 ساله دارم که خیلی رو اونها این دعواومرافعه ها تأثیر گذاشته،مدت یکسالی هست که با خانواده خانمی آشناشدیم که خیلی آشپزی واصول اون را به رخم میکشه خیلی سعی در آشپزی وخانه داری میکنم اماازبس استرس دارم بدتر شده.جدیدأاعتراف کرده که باکسی هست که یه تار مویش رابامن آشغال عوض نمیکنه حالا نمیدانم بعداز دعوای شدیدبااین حرف حرص مرا در میاورده یاواقعیت داره،بعداز این حرفش خیلی به طلاق هم فکرکردم اما دلم به حال بچه هام میسوزه لطفأمراراهنمایی کنید