من 20سالمه وهمسرم30 ساله هستند و حدود چهارماهه ازدواج کردم و 6ماه هم نامزد بودم، میدونید زندگیم خوبه خداروشکر بد نیست ولی من قبل ازدواج پسرخالم خواستگارم بود بااینکه خیلی دوسش داشتم ولی چون داشتم واسه آزمایش قبل ازدواج میرفتم به خاطر همسرم و لجبازی رد کردمش همسرم رو خیلی دوست دارم ولی هر چقدر فکر میکنم به اندازه ی پسرخالم دوسش ندارم نمیدونم چرا دست خودم نیس به موفقیتهای پسرخالم حسادت میکنم مدام همسرم رو با اون مقایسه میکنم واین بزرگترین معضل زندگیمه چون پسرخالم خیلی زندگیه مرفهی داره وثروتمنده،ولی همسرمن یه کارمند ساده است که حتی خونه و ماشین هم نداره مدام به خاطر مقایسه کردنام رنجوندنش، شما میگید چیکار کنم که یادم بره پسرخالمو، که یادم بره دو سال تموم دوسش داشتم، که یادم بره خواستگار سمجم بود، که پشیمون از زندگیم نباشم