سلام وقتتون بخیرخانمی ۳۲ ساله هستم.همسرم ۳۷ سالشه و۱۷ ساله ازدواج کردیم.و سه فرزند.۱۴_۱۰_۵ ساله داریم.همسرم ۴سال پیش مخفیانه وبدور از چشم ازمن و خانواده ام ازدواج دائم میکنه .بایک دخترمجرد.البته من بعد از یک ماه متوجه شدم.که وقتی فهمید من متوجه شدم خیلی آزادانه باهاش راه می رفت‌.وخانواده ی همسرم خیلی بیش ازحد پسرشونو حمایت می کنند.اون دختره بعد از ۱/۵ سال طلاقشو ازش گرفت.الان ۵ ماه هست که متوجه شدم بایک زن مطلقه دوباره ازدواج کرده .که از فامیلای جاری منه. یکساله که خانومه خونه اش هست شبا میاد خونه وروزا پیش اون خانومه هستش. خیلی از این بابت ناراحتم.به خانواده ی همسرم که میگم چرا اینقدر حمایتش می کنید میگن ما نمی خواهیم پسرمون یا برادرمون ازمون ناراحت بشه.و اینبارم ازش حمایت کردند .و زن گرفتنشو مخفی .من خیلی باخانواده ی او صادق بودم و واقعا انتظار این مخفی کاری هارو ندارم.من بخاطر بچه ها و امید اینکه این زنه رو هم طلاق بده و بزندگی دلگرم بشه تاحالا موندم.خیلی خانواده ی همسرم به من بی احترامی کردند سر این قضیه حتی.حرفای زشت و بی احترامی.که منو ساکت کنند و این کار رو حق پسرشون می دونن.و حتی تهدیدم به کشتن کردند.دختره دختر یک روحانی هست و همسرم میگه من آبروی روحانی رو نمی برم وطلاقش نمیدم تو برو خودت اگر می خواهی طلاق بگیری تقاضای طلاق کن.ولی دوری بچه هام واقعا برام سخته.و تمام دارایی و ثروتشم بنام برادراش و مادرش کرده.البته من نیازی به دارایی و ثروتش ندارم از این می گم که متوجه باشید که تاچه حد خودش حواسش هست.که فکرمی کنه اگرباهاشم بخاطر چندرغاز مالشه.و‌من باهاش رابطه ندارم .خیلی میاد پیله می کنه.و تازگیها میگه می خوام حامله بشی .اینم می دونم چون فهمیده گوشیشو چک کردم ‌و دیدم به اون زنه که گرفته این پیام رو که فرستاده دیدم داره به منم این حرف رو میزنه.تازه وقتی که باخانواده اش دعوا کردم لفظی طرف برادرا و مادرشو داشت. و باخانواده ی اون دختره هم که مشاجره لفظی داشتم بازم طرف اونا رو داشت.و درحدی که مادرشم که از وجود اونا خودشو ناراحت می گرفت و حرفایی میزد .وحتی خودش که می گفت از گرفتن اون دختره حالا پشیمونه هم خودش و هم مادرش می گفتند که اصلا صحت نداره و من دارم این حرفا رو از خودم میگم اگرم بود دروغ بود!.حالا من باید چکار کنم؟سپاس از توجه و راهنمایی شما عزیزان.