سلام

من ۲۵ ساله هستم و شوهرم ۲۶ ساله.دوساله سر زندگی خودمون هستیم و یک سال هم عقد بودیم. همسرم خیلی رفتارای خوب داره. اما چیزی که تمام این دوسال، آرامشمونو به هم زد، وابستگی بیش از حد همسرم به خانوادشه. جوری که اصلا ارامش نداره و مدام استرس اینو داره که به مادرش زنگ بزنه و سر بزنه و جز این هیچ برنامه دیگه ای نداره. همه چیزو با مادرشون تصمیم میگیرن. و از طرفی مادرشون هم اگر مثلا همسرم نیم ساعت دیرتر بهشون زنگ بزنن، همسرمو توبیخ میکنن. و مدام به همسرم میگن که باید تمام جزییات زندگیمونو به اونها مطرح کنن. من به شوهرم نمیتونم هیچ حرفی بزنم چون میدونم امانت داری نمیکنن و هیچ حریمی برای زندگی دونفرمون نگه نمیدارن. ما باهم مشاوره رفتیم و مشاور تشخیص وابستگی شدید دادن. اما چیزی ک هست من از روزی ک ازدواج کردم نگران ایندمم. میترسم بچه دارشم و درکل همسرم حس تکیه گاهی و پشتیبانی نمیتونن به من بدن. حس تنهایی دارم. واقعا نمیدونم باید چکارکنم. گیج و سردرگمم.