باسلام من 25سالمه و شوهرم 26سالشه.ما 5ساله ازدواج کردیم و عاشق هم هستیم .از وقتی شوهرم کارش تهران رفت خیلی چیزا عوض شد.همش منو با زنایی ک میدید مقایسه میکرد منم حساس میشدم بهش.

 البته خودش میگفت ک دوست دارم تو چیزی از اونا کم نداشته باشی . بعد از ی مدت با همکارای خانم ک مجردن بودن میرفت بیرون البته همشونو ب من معرفی کرده و حتی منم  باهاشون بیرون رفتم و دیدمشون حتی با خانواده هاشونم رفت و آمد داریم.

یکی از همکاراش در آستانه طلاقه .منم خیلی حساس شدم ک نکنه بخواد شوهرمو از راه بدر کنه.خیلی آدم مشکوکی هستم . 

آخه همش ب شوهرم نگاه میکنه و میخنده.این موضوع رو ب شوهرم گفتم خیلی ناراحت شد.گفت تو ب من اعتماد نداری.منم گفتم ب تو اعتماد دارم ولی ب همکارت نه.این موضوع از ذهن شوهرم نمیره بیرون.میگه اگه من میخواستم کاری کنم توروبا اونا نمیبردم بیرون.ولی من همش شکاکم .چیکار کنم شکاکیم کم بشه و آرامش داشته باشم؟کمکم کنید لطفا.ممنونم.