زندگی بهتر

سوال و جواب مشاوره ای،مشاوره ازدواج و خانواده،مشاوره روانشناسی رایگان تلفنی تلگرامی آنلاین

۱۰۳ مطلب با موضوع «مشاوره ازداج و خانواده» ثبت شده است

مادرش اخلاق بد و خواهرانش پوشش مناسب ندارند

باسلام،

من دختری ۲۳ ساله هستم و تقریبا ۵ سال است که با پسری ۲۵ ساله آشناشده و به هم علاقه و وابستگی زیاد داریم،بعد از این مدت تصمیم به ازدواج گرفته ایم البته از اول هم قصد ازدواج داشتیم.  قبل از اینکه خواستگار بیایند آدرس منزلشان را گرفته و به برادرم دادم که تحقیقات لازم را انجام دهد.نتیجه ی تحقیقات این است که خودش پسر خوب و درست و اهل کار میباشد،پدرش نیز انسان شریفی است،اما مادرش اخلاق بد و خواهرانش پوشش مناسب ندارند. البته من هم آدرس داده ام تا آنها نیز در مورد من تحقیق کنند.الان برادرم میگوید تو تنها با خودش ازدواج نمیکنی بلکه جزئی از خانواده ی آنها خواهی شد و اخلاق مادرش خیلی بد است من موافق نیستم. پدرم هم در تردید است.ممنون میشوم اگر راهنمایی بفرمایید.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱۱ آبان ۹۶

    شوهرم هیچ رابطه ای نداره نه عاطفی نه جنسی

    سلام واسه دوستم مزاحم شدم شوهرش دچارخودارضایی باهاش هیچ رابطه ای نداره  نه عاطفی نه جنسی و کلا میگه شوهرم منو نمیکنه ازطریق تلگرام با مردی ارتباط برقرار میکن خودارضایی میکن  سه فرزندداره دوستم دچار اضطراب شد دائما دعوامیکنن رابطشون خیلی سرد شوهرش توخونه دائم باتلگرام لطفاراهنمایی کنین.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • جمعه ۱۴ مهر ۹۶

    چرا خواهر برادر نمیتونن با هم ازدواج کنن؟!

    سلامدمن امیر از کرمان ۲۹ ساله یه خواهر دارم ۲۲ ساله میخواستم بپرسم که چرا ازدوام با خواهر یا کلا محارم حرامه؟! بعد چرا رابطه جنسی نمیشه باهاشون داشت؟ خدایی واسم سواله هرچه جوابا رو خوندم توجیه نشدم.

    حالا واسه من سواله که نمیخام بامادرم فقط باخواهرم که خسلی همو دوست دارین بعد شناخت هم داریم و از نزدیک هم باهم شتاخت داریم و حتی ما تامرز س.ک.س پیش رفتیم

    آخه چرا خواهر برادر نمیتونن باهن ازدواج کنن؟

    اگه ما هردو راضی باشیم باز حرفیه؟ توی جه دینی هست که ازدواج بامحارم حلال باشه؟ من تنها میتونم با خواهرم رابطه ی جتسی داشته باشم و خیلی هن دوس داریم که با هم داشته باشیم من فق درحد مالش و بوسیدن و اینها پیش رفتم به انید اینکه بریم یه جایی بتونیم باهن ازدواج کنیم و یا نه اصلا ازدواج نباشه اما باهم مثل زن و شوهر هم بچه دار بشیم بعد شما اگه دبده باشین نمیدونم درجریان هسنین یا خیر که دو خواهر برادر هندی ازدواج کردن و بچه دار شدن و بجه هاشونم ناقص درنیومد.

    پس این حرفا همش الکیه من اگه نتونم دیگه ازدواج کنم خدا باز اجازه نمیده؟ آخه اندام خواهرم منو دیوونه میکنه

    من دارم رک میگم شما هم خوب جواب بدین ممنون میشم،دیروز تا مرز دخول پیش رفتیم اما عذاب وجدان نذاشتم.

    توروخدا کمکم کنید.




    پاسخ: 

    سلام دوست عزیز

    ببینید اگه اینو میخاین باید جوانب مختلف رو بررسی کنی اگه میبینی که یکی اینکارو کرده اولا اونها شرایط و موقعیتشونو باید دید این که اینها تابو حساب میشن و از جهت دیگه پذیرفته شده ی اجتماعی هست و از نظر ژنتیک 

    هم  بحث مفصلی داره که در همین راستا هست که میگن ازدواج فامیلی خوب نیست که احتمال زیاد هست بچه تاقص یا سقط بشه  و بعدش حالا ج

    حساب کن اگه از یک شکم باشین دیگه چه شود

    بعدش معلومه تو بیشتر به نیاز جنسی و شهوت درگیری تا علاقه و شناختی که توی ازدواج لازمه! یعنی ۱۲ تا ملاکی که ازدواج داره رو هم ندارین یکی وابستگی دارین ودیگری هم احتمال بیماری که دوتا  ملاکشو ندارین و ملاک اول که هدف ازدواجه که درست نیست پس زیاد تند نرو بعدشم حالا ازدواج کردی و بجه دار هم شدی تو زمینه ای ذهنی داری که میخای چیزایی که زمینه ای بامخالفت همراهه رو انجام بدی و باورم کن هیچ خبری نیست! یعنی درنهایت از نظر فلسفی وقتی بحث میشه میفهمیم که در نهایت همه ی انسانها برابرن اینجا من بالاترم اونجا تو اما در نهایت جمعا برابریم

    بعدشم از نظر روابط انسانی زمینه های در ذهن وجود داره  که کمی به وجدان و خود واقعی برمیگرده اگه رابطه ای شکل بگیره با محارم متاسفانه آن قسمت فعال شده و همیشه ما رو عذاب میده و درنهایت کلید استرس رو به مغز بیمارت میده که همه ی بیماریهای دیگه هم دنبالش بیاد از نظر تو دنیا یه خارستانی هست که برخی خارهاش گل داره اما حالا اگه برعکس ببینی یعنی گلستانی که برخی گلهاش خارداره اونوقت این دید تغییر میکنه که چرا من میخام با خواهر خودم رابطه داشته باشم؟

    اگه دلیل منطقی میخای پره از مطلبی که هم مقبولیت اجتماعی داره هم مشروعیت اجتماعی داره هم نهی اجتماعی هست ک پذیرفته شده و کسی که انجاگ بده مورد مذمت انجام میشه و در هیچ کشوری نیست تقریبا که اینطوری که تو میخای راحت و آزاد و علنا بتونی بگی من میخام با خواهرم رابطه داشته باشم بله!

    اگه بخای بزور مالکش بشی بشو! ولی اینو بدون از نظر اخلاقی که تنها وجه مشترک میان انسانهاست این کار درست نیست میدونی که دین یه مثلثه یک ضلعش احکام یک ضلعش عقاید و یک ضلع دیگرش اخلاق!   اما تنها چیزی که در جهان بین مردم چه کافر چه مومن مشترکه و هست اخلاقه و اخلاق اینه که تو کاری خلاف انسانیت انجام ندی میدونی که حیوانات بیشترشون به نزدیکان خودشون نزدیکی نمیکنن!  یعنی به فرضی که این عقل مریضت رو هم نداشته باشی باز اگر هم نداشتی باز خلاف غریزه نمیتونستی کاری انجام بدی! غریزه دیگه ذاتیته به این خاطره که تو تامرز رابطه جنسی و دخول پیش رفتی اما یه چیز ناخودآگه بنام غریزه اومد سد شد که بیشتر از مالش پیش بری.

    توصیه میشه انتخاب بین بد و بدتر کنی یعنی ازدواج تو شرایط بدت بهتر از ازدواج و رابطه با خواهرته!

    پس میتونی دوست دختر داشته باشی! بله (دوستان من دلیل دارم)

    عریزه دلایل بسیار و متعدد دیگری هم هست که توی بحث جهان بینی و یه بحث دیگه هم ایدئولوژی و یه بحث دیگه هم 

    بحث فلسفی تا حدودی میشه کرد درکنار اینها بحث های دینی که جای خودش داره و بعلاوه دلایل پزشکی که اشاره ای داشتم و یک سری دلایل ریزه میزه که در جمع وقتی میبینیم عقل سلیم میپذیره من دارم خلاف جریان آب که نه جریان اخلاق حرکت میکنم که هر قدمش خودش قطرات خیانت به حریم های متفاوت هست که هرکدوم بحث سنگین و وقت زیادی میطلبه

    اما نکاتی هست که باید عرض کنمَ!

    میخای اینکارو بکن! اما اول بدون بهش میگن تنزل از رتبه ی پستی که آدم و حوا هم بوجود آوردن و این روند اصلا دین کنار باشه(چون دین همش توسری میخوره از ما) روند آدمیت نیست حیوانیت هم نیست اگه بشد گفت که بی جانها هم از این کار متنفرن!

    اما برای درمان این اختلال باید به یک روانشناس برای گفتگو و درمان روان و یک روانپزشک جهت اخذ دارو برید وگرنه از این جایی که هستین شما رو بیشتر عقب میبره

    فعلا دست نگه دارید! ازدواجو به تاخیر بیندازید شاید مورد خوبی نباشه  بذارین سهم یکی دیگه باشه! ببخشا غیرنی فقط نشو!

    چون تو دیگه روی اونا غیرتی نداری

    واسه همینم پیش مشاور برین. حتما توصیه هایی بهتون خواهند کرد! مثلا ۵۰ باید و نباید زندگی زناشویی و این جور مسائل رو میگم  اگه خواستی تلفنی وقت بگیر  درخدمتم اگه هم نمیخای و ازدواج کردین

    بعد که ازدواج کردین بیاین شما درخدمت باشیم.😂

    سالم باشید

    خدانگهدار

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱۵ تیر ۹۶

    برادرم به من نظر بد داره همش از داداشم میترسم!

    سلام فاطمه ۲۲ ساله از اراک هستم متاسفانه وقتایی که من خونه تنهام حس میکنم برادرم به من نظر بدی داره آخه چندبار دیدم که عمدا منو محکم بغل میکنه و کلا از داداشم میترسم نمیدونم واقعا این حس درسته یا من بدبینم؟

    چندبار دیدم که داشت فیلم س.و.پر نیگاه میکرد و من هم اومدم بیرون و اون هم بد نگاه میکرد وهمش فکر میکنم به من نظر بدی داره و اینم بدونیم من خیلی حساسم آخه دوستام میگن و من اینو به چندتا دوستای نزدیکم گفتم  اونا گفتم تو خیلی بدبینی گفتن که ما با دادشمون تو یه تخت میخابیم و هیچ چیز نیست. منم از اون روز حالم بدتر شده که آیا من مشکل دارم یا داداشم؟ توروخدا کمکم کنید.


    پاسخ:

    سلام دوست عزیز ببینید هیچ آدمی به محارم خودش نظر بد نداره الا اینکه مریض روانی باشه و ریشه آن هم توی ۸ سال اول کودکی پیش میاد که پدر و مادر به فرزند خودشون آیا این اجازه رودادند که پسرشون بیرون بره و با دیگران ارتباط برقرار کنه یا خیر و یا اینکه محبتی در خانواده نبوده و نظام دستوری برخانواده حاکم بوده و دلایل دیگری که دوتا هستند اما از حوصله خارجه

    اما چیزی که باید اینه حساسیت بیش از حد نشون دادن خودش مشکل رو بدتر میکنه

    اصلا به این خصلت نناز! که من خیلی حساسم! چرا؟ چون حساس یعنی کسی که یک بدی کوچیکی رو بزرگ میکنه ما قراره احساسی باشیم یعنی یعنی خوبی کوچیکی رو بزرگ کنیم حالا اگه اینکارو کردی یعنی حساس نبودی و احساسی بودی اگر باز حس میکنی و درکارش دلایل محکمی داری اونوقت میشه گفت بله نظر داره و باید بری میش مشاور تا کمکت کنه اگه هم نمیتونی حضوری بری به هردلیلی با من تماس بگیر و یا تلگرامی مشاوره بگیر ازم.

    اما با این توضیحاتی که دادی معلومه برادرت نیاز جنسی داره و این هم با زن گرفتن برآورده میشه نه با رابطه جنسی با تو! و میدونیم یکی از ۵۰ دلیل درست ازدواج نیاز جنسیه! پس با این حساب اگه محادم ببینن که برادرشون یا پدرشون دارن فیلم پورن نگاه میکنن و درکنارش محبتی هم بهشون میشه پس حتما نظری بهشون دارن! نمیشه قربونت!

    از هر هزارتا یه نفر هن اینطوری هم نیست! توی اینترنت یه خبرو هزارتا بازتاب میدن و سیاه بازی میشه ما فکر میکنیم اینقدر شایعه مردم بیشتر میرن ب دیگران رابطه جنسی برقرار میکنن، چون تجارب ۴ ساله مشاوره ایم اینو میگه و دیدم از هر چند هزار نفر اونم بخاطر شرایط خاصی این شکل آدما وجود میان نه اینکه بودن  و درضمن اینا کمبود محبت دارن غالبا اگه محبتی از سوی پدر و مادر همراه با توجه بشه خیلی کمک میکنه که بهتر بشه و من فقط نظرم به اینه که این داداشت نیاز جنسی داره و تو اونو الکی به خودت میچسبونی

    اینم بگم اون دوستاتم که راحت با داداششون میخابن زیاد کار درستی انجام نمیدن و بعضا اغراق میکنن و دروغ میگن اما بغل کردن برادر عیبی داره؟ خیر!

    اگه صلاح دیدی و تایل داشتی بیا تلگرامی یا تلفنی تماس داشته باش.

    سالم باشی 

    خدانگهدار.


    گرفتن وقت مشاوره👇

    @moshaverepoli

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • پنجشنبه ۱۵ تیر ۹۶

    همسرم الکی گیر میده، همش با داد وبیداد کارشو پیش میبره،علت گیر دادنای الکی شوهرم چیه؟

    سلام

    سه ماهه که نامزدم

    خودم 16سالمه و همسرم 27سالشه

    مشکل اصلی من اینه که همسرم  بیخود و بی دلیل به همه چیز گیر الکی میده همش با داد و بیداد حرفاشو پیش میبره میخواستم بدونم علت گیر دادنای الکیش واسه چیه لطفا کمکم کنین


    پاسخ:

    سلام دوست عزیز

    همانطوری که عنوان کردین میخاین علت گیر دادن الکی همسرتونو بدونید.

    خوب این دلایل متفاوتی میتونه داشته باشه

    اینکه مثلا تفاوت سنی میتونه باشه یا ای بسا همسرتون اینطوری بزرگ شده و شخصیتش اینطوره یا اینکه میتونه بخاطر رفتار  خود شما باشه، به هرحال علت دقیق باید بررسی بشه تا مشخص بشه.

    اما گذشته از اینا که علت رفتار ایشون چی میتونه باشه اینکه شما جه رفتاری میتونید بکنید و انجام بدید هم مهمه.

    خوب عزیز دلم در اولین مرحله در برابر این بهانه تراشی های همسرتون بهترین راه سکوت هست.

    مقابله به مثل نکنید! چون اگه مقابله به مثل کنید وضعیت وخیم تر میشه، شاید همسرتون مضطربه و آشفته هست و میخواد با این کارها تخلیه هیجانی کنه، پس شما میتونید با سکوتتون وضعیتو آروم کنید.

    اگه هم رفتارش شمارو اذیت میکنه نگه دارید! یه موقع مناسب تر تو زمان مناسب و وقتی آرومین و آرومه مطرح کنید.

    ضمنا سعی کنید همسرتونو بیشتر بشناسید و به خواسته ها و تمایلاتش توجه کنید.

    از رفتاراش دلیل بخاین شاید خودش هم از رفتاراش مطلع نباشه، ای بسا با این مطلع کردن سبب بشین رفتارش رو بازنگری کنه.

    اما اگه باز حل نشد و مشکلات و مسائل بزرکتری وجود داره برین پیش یه مشاور یا تلفنی مشاور بگیرین دونفری تا بتونین باهم راه حلهایی رو بشناسید و با عمل به آن مشکلات تا حدودی یا کامل حل بشه.

    🆔 @zbartarblogir 

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۱۰ تیر ۹۶

    شوهرم بهم بی توجهی میکنه و انگار براش اهمیتی ندارم

    باسلام و خسته نباشید. 


    ۲۲سالمه وشوهرم ۲۹سالشه ۳ساله ازدواج کردیم 

    خیلی هم رابطه خوبی داشتیم که یک سال پیش شوهرم با یه دختر حرف میزد که من فهمیدم و چند وقت قهر کردم وبعدش برگشتم فراموش کردم بخاطر زندگیم. بعد یک مدت شوهرم گفت حالا اگه دختره رو میگرفتم چی میشد 

     اخلاقشم خیلی خراب شده همیشه تو گوشیشه میگه با دوستامم منم دیدم که اسم دوستش بود ولی نمیذاره ب گوشیش دست بزنم میگه شخصیه ب منم اصلن توجه نمیکنه فقط کنار هم میخوابیم مث دوتا هم اتاقی ن عشقی ن محبتی دیگه خسته شدم بخدا کنارش گریه میکنم اهمیت نمیده میگه باز شروع کردی چته مگه انتظار داره چیزی شده باشه منم احساس میکنم خودمو سبک میکنم از بس گریه میکنم از خودم بدم میاد اعتماد به نفسمو از دست دادم از تنهایی دارم دق میکنم ی شب نیست بدون گریه خوابم ببره اونم همش با دوستاشه یا بیرونه یا تو گوشی شده پیش دوستاشم ناراحتم کرده انگار دیگه براش مهم نیستم از بی توجهی خسته شدم حامله هم هستم ..رابطه زناشویی هم باهم نداریم 

    دیگه از خودمم بدم میاد تورو خدا راهنماییم کنید.


    پاسخ:

    سلام دوست عزیز 

    ببینید خلاصه عرض میکنم، وقتی همسرتون اشتباهی میکنه بعدش هم برگشتین و همه چی تموم شده سرزنش کردن و گریه زاری کردن کاررو بدر میکنه، چون وقتی گریه زاری بیشتر بشه خوب مرد فکر میکنه که نمیتونه انتظارات تورو برآورده کمه لذا بی توجهی میکنه و با گوشی ور میره یا بادوستاش میره بیرون تا از این حال خودش بی خبر باشه و بی حس!

    گریه نکنید مردان از زنان منطقی خوششان میاد

    پس منطقی بگین و درخواست کنید شاید نیاز باشه همسرتونو بهتر بشناسید! یعنی چه چیزهایی باید بداش انجام بدین و چه چیزهایی که دوست نداره انجام ندین که اینها خصوصین یعنی خوصصیات شخصیتی شخصی و فردی هست!

    بعد ازاینکه رابطته شما با شوهرتون خراب شد چه کاری کردین که رابطه رو بهتر کنه؟ آیا تنها برگشت به رابطه کاری رو درست میکنه؟ خیر!  باید مرحم بذارید

    مردا از گریه کردن زنا بیزارند  مردان  اینجا عاشق زنای منطقی هستند

    گریه کردن شب و روز شما تنها این علامتو میده به شوهرتون که تو بی لیاقتی تو هیچی نیستی تو منو بدبخت کردی...

    مردی هم که احساس کنه نمیتونه زنشو حوشبخت کنه،و از یه جایی ب بعد میبره و دیگه بی خیال میشه.

    میفهممت درکت میکنم اما واسه ادامه دادن رابطه ادل باید رفتار خودتونو اصلاح کنید،بشینید فر کنید ببینید چقدر شما تو این مساله مقصر بودین

    یادبگیرین که چه کارهایی باید براش انجام بدین چه کارهای نباید انجام بدین

    وگرنه با شک و تردید و گریه زاری فقط آروم آروم زندگی رو خراب میکنید

    گفتگویی بدون مقصر کردن کسی همرا با آرامش و درنتیجه وقتی این احساس آرامشو به همسرتون دادید اونم میاد همی سوالا رو از شما میمرسه که تو چی میخای و چی نمیخای

    الانم مواظب دوران مهم حاملگی باشید

    اگر اگر نمیتونید روی رفتار خودت کنترلی داشته باشی حتما با یه روانشناس مشاوره بگیر!(یا من یا یه نفر دیگه)

    سالم و موفق باشی.

    زندگی بهتر.

    🆔 @zbartarblogir


  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • شنبه ۱۰ تیر ۹۶

    همسرم بعد فوت برادرش گوشه گیر،منزوی،افسرده و سرد مزاج شدن!چیکار کنم؟

    ضمن سلام وخسته نباشید خدمت شما من قبلا هم ازتون مشاوره خواسته بودم وخیلی بهم کمک کردیم خیلی خیلی  ممنونم، 

    ببخشید الان مشکل من با همسرم سر نزدیکیه که همسر من خیلی سرد مزاج شدن البته قبلا این طوری نبودن بعد از فوت برادرشون که یک ماه هست که فوت شدن و یک سال بود که در بستر بیماری بودن این طوری شدن چیکار کنم که یکم از اون حال وهوا بیرون بیارمش چطوری با چه حرفهایی بهش دلداری بدم لطفا کمکم کنین راستی برادرشون ازشون یک سال  کوچکتر بود ۳۹سالش بود خیلی خیلی صمیمی بودن.میشه گفت بعد فوت برادرش گوشه گیر افسرده یا نمیدونم سرد مزاج شدن،بعد مرگ برادرش 


    پاسخ:!

    سلام دوست عزیز وقتی یک نفر عزیزی رو از دست میده و داغدار میشه مراحلی رو طی میکنه؛ اول از همه گوشه گیر  میشه،

    بعد یک حالت خشم و عصبانیت بهش دست میده و احساس میکنه بهش ظلم شده،بعد حاضره هرچی که داره بده تا عزیز از دست رفتش برگرده؛بعد احساس گناه میکنه و به تبع دچار افسردگی میشه،و کلا باید یک مراحلی رو طی کنه تا به پذیرش برسه و قبول کنه مرگ عزیز از دست رفته رو

    طبق گفته ی شما هم من احساس مسکنم هنسر صما در مرحله ی افسردگی هستند؛اگه دیدین هنسرتون تمرکز نداره،بی خوابه، زود از حواب بیدار میشه ، دیر میخوابه یا زیادی میخوابه ولی وقتی بیدار میشه احساس خستگی میکنه ضمنا عادت غذاییش تغیییر کرده بی اشتهاس یا هرچی میخوره میگه بی مزس ،یا اصلا پرخوری میکنه یا اینکه احساس گناه و ناامیدی و تنهایی داره،ازخودش زیاد انتقاد میکنه! منزوی شده،حتی افکار خودکشیداره یا داروهای آرامبخش اسنفاده میکنه،همه اینها علائم افسردگی هستند و اگر چندتا از این علائم به مدت دوهفته در همسرتون وجود داشته باشه یعنی ایشون افسردگی دارند. خوب برای درمان افسردگی هن باید به یک روانشناس خوبمراجعه کنند تا شدت افسردگی ایشون مشخص بشه و درمان بشه،ضمنا وقتی شخص افسرده میشه در برخی موارد احساس لذت جنسیشو هن از دست میده

    ایم مسآله(از دست دادن لذت جنسی) یک پایه زیستی هم داره،تحقیقات ثابت کرده که کم شدن کارکرد مغز و تمرکز نداشتن میتونه موجب اختلال نعوظ تو مردان بشه!

    از طرفی دیگه همسر شما احساس گناه هم داره،وقتی که به فکر تمایلات خودش باشه خودشو آدم خودخواه و بی احساسی میبینه به هنیت دلیلدهن احساسات جنسیشو سرکوب میکنه،تا دچار این حالت نشه

    دلایل مخلتف دیگری هم میتونه وجود داشته باشه که به هرحال نیاز به بررسی دقیقی دارن ولی اون کاری که شما اول از همه باید انجام بدین اینه که باید صبور باشید! چون ماها همسر شما حداقل یکسال لازم داره تا مرگ عزیزشو بنونه بپذیره.

    بعد شما همسرتون رو تشویق کنید تا احساساتش رونسبت به برادرش بهتون بگه و خودتون هن باید توی غم و اندوه ایشون هم شریک بشین،ضمنا هیچوقت نگو که با گذشت زمان اوضا مع بهتر میشه یا صلاح اینطوری بوده و از این حرفا...

    شما فقط باید با دقت و توجه به حرفای هنسرتون گوش کنید باهاش همدردی کنید نباید بگی که تو باید قوی باشی و تو باید بدون اون به زندگیت ادامه بدی! چرا؟!  چون اینطوری غم و اندوهشو کم اهمیت نشون میدی، و ایشون شما رو همدرد خودش نمیدونه،یک سری کارهای دیگه هم باید بکنید اینکه باید مواظب تغذیه همسرتون باشید

    بابی اشتهاییش مقابله کنید،روابط اجتماعیتونو بهتر کنید و نذارید که همسرتون منزوی و گوشه گیر بشه،وقتایی هم که گوشه گیره و تو خودشه بهش بگید! بهش بگید که این روزا زیاد تو خودتی! پس بازخورد بدید از رفتار ایشون رفتارهایی که نشان دهنده ی اون حالت گوشه گیرانش و حالت افسردگیشه

    ایشون هم اینطوری متوجه نگرانی شما میشه و هم متوجه رفتار خودش میشه،خلاصه باید صبور باشید تاز این حالت دربیان و بپذیرن مرگ عزیزشون رو،پس شما هم نباید با عجله انتظار داشته باشید که همه چیز به حالت قبلیش برگرده

    توی مسیر هم همراه و همدرد همسرتون باشید.

    موفق و سالم باشید.

    زندگی بهتر

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • جمعه ۹ تیر ۹۶

    شوهرم خیلی دهن بینه،خواهر شوهرم هم تو زندگیم دخالت میکنه ازش متنفرم

    سلام.خداقوت ۲۵ سالمه حاصل ۶سال زندگیم یه دختره.

     مشکلم باشوهرم زبون درازی من و کتکهای اونه

     چند وقت پیش ب خاطر تنبیه من تلفنی با کسی رابطه داشت منم خونه رو ترک کردم و خانوادش از این فرصت سواستفاده کردن و براش رفتن خاستگاری.

     خواهر بزرگش هم تو زندگیم دخالت میکنه ازش متنفرم حتی به خدا واگذارش کردم اون خودش مطلقه هستش . 

    شوهرم بعد ترک خونه از طرف من امد دنبالم و میگه بدون من نمیتونه زندگی کنه

     نمیخوام تجربه های قبلیم تکراربشه چون شوهرم خیلی دهن بینه .از خواهرش خیلی کینه دارم. کمک کنین سپاسگذارم

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۷ تیر ۹۶

    انتظار دارم ازم تعریف بشه،وقتی ازم تعریف نشه بشدت احساس کمبود میکنم،خیلی ناراحت میشم

    با سلام من دختری 15 ساله هستم از نظر قیافه هم میتونم ب جرات بگم خوشگلم . 

    چن ماه هم هس ک نامزد شدم مشگل من اینه ک هرجا میرم یا با هرکس برخورد میکنم انتظار دارم از قیافم تعریف بشه و تعریف بکنه نمیدونم چرا شاید بخاطر اینه ک بیشتر اوقات ازم تعریف میشه ولی وقتی ازم تعریف نشه ب شدت احساس کمبود میکنم خیلی ناراحت میشم ب طور دقیق داغون میشم ازتون خواهش میکنم راه حلی پیش پام بزارید.در ضمن من و همسرم هردو آدمای معتقدی هستیم.

     ممنون .

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۷ تیر ۹۶

    چطوری بتونم خانوادم رو قانع کنم که با رابطه ی ما مشکلی نداشته باشن؟

    سلام من دختری هستم ۱۶ ساله ، الان تقریبا به مدت ۶ ماهه که با یک پسر ۲۰ ساله در رابطه هستم ، پسر واقعا خوب و آقایی هست ، همیشه حدش رو رعایت کرده و بهم نزدیک نشده زیاد ، تمام افراد خانوادش از رابطه ما باخبر هستند و قصدش اونطور که خودش میگه کاملا جدیه اما خانواده من اصلا از این قضیه با خبر نیستن و این من رو خیلی آزار میده چون مخفی کاری رو دوست ندارم ، دلم میخواد به مادرم همه چیز رو بگم اما نمیتونم ، میترسم که بهم بی اعتماد بشن و دیگه حتی نتونم اون پسر رو ببینم ، من ایشون رو توی موقعیت هایی امتحان کردم که حاضر بودن به خاطر من حتی با پدرمم صحبت کنن و بیش تر از من اصرار دارن که خانوادم رو در جریان بذارم ، لطفا بگید که ایا ادامه دادن رابطه ما به این شیوه درست هست با نه ؟ 

    میشه بهم کمک کنید و راهکارهایی بدید که چطوری و تا بتونم خانوادم رو قانع کنم ک با رابطه ما مشکلی نداشته باشن ؟

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۷ تیر ۹۶

    عاشق زن برادرم شدم،زن داداشم میگه ما که زن و شوهر میشیم!

    سلام من امیرعلی۲۹ ساله یه زن داداش دارم که خیلی جلوی من مدام عشوه گری میکنه و ناز و ادا میاد من هم حقیقت چند باری که برادرم خونه نبود و تنها بودیم دستشو گرفتم و حتی جند بار هم بوسش کردم اما این داستان به اینجا ختم نمیشه من عاشق زن داداشم شدم،البه برادرم هم میخواد طلاقش بده چون کمی گوشه گیره و برعکس زنداداشم اجتماعی،من حقیقت میبینم که به هم میاییم وقتی برادرم اونو طلاق بده صحبت کردیم که باهم ازدواج کنیم چون عشقش شدم کلا گیج شدم آخه یبار نزدیک بود تو خونه رابطه ی جنسی باهم داشته باشیم اما من تا مرز بوسیدن و لمس اندامش پیش رفتم اما گفتم نمیخام به برادرم خیانت کنم اونم گفت باشه اما هنوز منو میبینه میگه چه اشکال داره ما که زن و شوهر میشیم!
    من دیگه اونجا نمیرم میترسم رابطه جنسی انجام بدیم و گذاشتم تا طلاق بگیره و بعد باهم ازدواج کنیم.
    نمیدونم کارم درسته یا نه بگین چیکار کنم توروخدا کمکم کنید.
  • ۰ پسندیدم
  • ۳ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۷ تیر ۹۶

    مادرشوهر دورو

    خانم ۲۵ ساله ام.همسرم ۲۷ ساله.

    یکسال هست ازدواج کردیم عاشقانه همدیگه رو دوس داشتیم. من از لحاظ پوشش ظاهری بخاطر خانواده‌ی ایشون خیلی عوض شدم. سعی کردم باب میلشون باشم مشکل بنده مادر ایشونه که بسیار دورو و مشکل داره. خیلی دخالت میکنن دور از چشم من هی از من گلایه میکنن و در ظاهر فوق العاده دلسوز نشون میدن خودشون رو میخام بگم چطوری مشکلمو با مادر شوهر دورو حل کنم؟ مادر شوهرم خیلی دورو هست و فقط مشکل واسمون بوجود میاره؛ مدام از اینکه من نمیرم و بهشون سر نمیزنم و خیلی مسائل مختلف دیگه گلایه میکنه و حرف یاد همسرم میده و همسرم هم میدونه مادرش مشکل اخلاقی داره. اینو بارها گفته که مادرم ثبات شخصیتی نداره. ما نمیتونیم ایشون رو تغییر بدیم ولی تو خودت رو وفق بده مادرشون به خودم و خانوادم خیلی توهین کردن. حرفایی گفتن که هیچ وقت یادم نمیره ودر عروسی هم خیلی برامون کم گذاشتن با اینکه توانایی مال دارن. وقتی هم میرم حالی بپرسم با زبونش ادم رو اذیت میکنه. واقعا چیکار کنم! چی بگم به همسرم. چرا باید وقتی میدونه مادرش مقصر هست بازم بگه که برو خونشون این اواخر هم میگه تو دور کردی منو از اونا تو باعث شدی سرد بشن! توروخدا کمکم کنید چطوری از مادر شوهر دوروم خلاص بشم.کمکم کنین.

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • علی حسین پور
    • چهارشنبه ۷ تیر ۹۶